![]() |
![]() |
|
|
به نام خدایی که بخشنده ترین و مهربون ترینه.. منجی... سلام به شما طرفداران حق . اینو به این خاطر می گم که عموما کسانی که در پی راه و روش منجی شون هستن خودشونو طوری تربیت می کنن که به حق باشن نه به نفع خودشون یا به کرسی نشوندن حرف خودشون یا حرفی که به سود خودشون ختم می شه . اصلا هم دوست ندارم تو این نوشته آخرین منجی یا صاحب عصر ... را ثابت کنم که ایشان هستن یا چطوری میان و.... . یک اعتقاد محکمی که مخصوصا به چیزهای مقدس دارم اینه که هر چیزی که وجود داره باید کاربرد داشته باشه یعنی توی زندگی و راه و چاه ها و همه جا کاربرد داشته باشه و به انسان کمک کنه .البته اصلش همینه . به قول قرآن همه عالم مسخر انسانند تا به رسه به مقدساتمون که نمونه بارز آن هستند .در کل یعنی از هر چیزی درس بگیریم برای بهتر زندگی کردن و نزدیک شدن به واقعیتی به نام انسانیت. و یا به قول خودم قرآنی که به درد همین الان و مشکلات روز الان نخوره بدرد باد زدن هم نمی خوره . همچنین امام زمانی که بدرد همون زمانه نخوره که امام زمان نیست . طبق این جمله منفی که گفتم حالا باید بریم به دنبال کاربردی کردن قرآن و امام زمان.... قرآن که کاتالگ و زندگی نوشت به صورت مثال داستان و عنواع ویژه هنری آموختن زندگی است . در مورد امام زمان . ابتدا باید در مرحله اول امام زمانه را بشنایم و بعد ببینیم چه انتظاری از منجی داشته باشیم یا شایدم برعکس چه انتظاری از ما میره. امام زمانه .. نمونه کوچک و همیشه مثال زده این امام زمانه ... می تونه همون امام جماعت هر نماز خونه ای رو مثال زد. یخورده اگه داخل این بحث اگه بریم متوجه می شیم .که همیشه این مورد توی نماز جماعت خیلی مهمه (اصلن کار ندارم که رعایت می شه یا نه من الان می خاهیم از این موضوع درس بگیرم) اینه که می گن هیچ وقت از امام جماعت چه در حالت های رکعات(اعمال) و ذکر (حرفها) جلو نزنید و عقب هم نیفتین !!. یعنی دقیقا همونی که باید اجرا می شه نه پس و نه پیش کنید.((تمرینه هاا)) حال اگه برگردیم به موضوع خودمون ماباید در بعضی کارها(که دقیق هم نمی دونم چه کاراییه..) بتونیم بدون هیچ اضافه کردنهایی یا کم کردنهایی آن عمل رو به خوبی و اصلی که بوده انجام بدیم. آخه خیلی وقتا با اضافه کردن خیلی از چیزای کم اهمیت از چیزای واجب و اصلی دور می مانیم. و شاید خیلی ها کور کورانه آن را ادامه دهند و طی همین روند اضافه کردنها نسلی کلا به بی راهه بروند. تا این نسل به دست انسانی خود ساخته و آزاد فکر برسه . البته آزاد فکر واقعی هااا آ خه باز از این مدلش هم امروزه فوق العاده زیاد شده . اونم اینکه هر کسی طوری که فکر می کنه دستور برا خودش صادر کنه و کار قضاوت و اجرا را نیز در مورد تصمیمش اجرا کنه.البته این طوری اش خوبه و باید همین طور باشه . اما. این قضیه شرط لازمی هم داره که باید رعایت بشه و اونم اینکه عقلمان را با حق و به حق تربیت کرده باشیم .(بی طرف). موضوع منجی بسیار بحث عام و کلی است برای هر دین و مذهبی . در قرآن به وضوح در مورد آمدن مسیح در قیامت و اسمی هم به عنواع ناجی قومش آورده شده.(( )). در هر دینی اسم از ناجی آمده و فکر می کنم حق مطلب را عدا نکرده ایم اگر با حرفهایی بخاهیم برای این موضوع آنرا محدود کنیم . هر چیزی در هستی برای انسانها نشانه و درسی داره که به آن کمک می کنه تا بهتر زندگی کنه . بیشتر وقتها ما حتی نشانهاش را هم نمیبینیم تا بفهمیم تا عمل کنیم .... یک نکته خیلی خیلی جالب در شیعه وجود داره که خیلی برام جالبه و بیش از حد کاربردی و عملی/...... به شرطها و شروطه ها... . تصور من از امامهای قشنگم اینجوریه که : همشون می تونن مثل چراغ های یک اتوبان بزرگ باشن . توی یک جاده تاریک . که پر از بی راهه و راه های مختلف است. هر امامی حالت الگو و پر از نشانه برای زندگی کردنه .... . هر کدوم از این بزرگوارها منطقه ای را روشن می کنن و ما از خیلی تاریکی ها و مبهمات دورو ورمون آگاه می شیم و با خوب دیدن راه خوب تصمیم می گیریم و جلو می رویم تا چراغ و الگو و روشنایی بیشتر دیگه ..... در این مسیر خیلی مسیرهای دیگه هم هستند که به دلیل نبودن نور در اون مسیرها نمی شه ریسک کرد و رفت. در برخی اوقات پشته صفت هایی هم هستند که به جای استفاده از نور و آگاهی آنها . خودشان را مثل پشه به چراغ ها می کوبند تا بمیرند و در تصورشون این جوری شکر روشنایی را بجا آورده اند . اما افسوس که دیگر کور می شوند و چراغ های دیگر و واقعیت را دیگر نخواهند دید . خوب در ادامه چراغها به چراغ آخری که می رسیم جهت این نور افکن دیگر رو به زمین نیست بلکه موازی زمین است و می گوید که باید همین راه را بروید .و بروید و من تا آخر درکنار شما خواهم بود ... ./ برای ادامه این مطلب آخری در قرآن داریم ما به انسان علم اسماء دادیم .... که فرشتگان در آن عاجز شدند. یعنی علم خلاقیت در انسان . یا در مثال بالا شما بعد از داشتن الگوهای درست در زندگی و در راه رسیدن به انسانیت در هر دینی و فرقه ای . و درک روشنایی از تاریکی و قادر شدن به تفکیک و تحلیل مسائل ذهن شما قابلیت خلاقیت و ابتکار در کارها در گفتار و هر چیزی را خواهد داشت .مثل اینه که در همون اتوبان بالا شما تبدیل به خودرویی بشین که چراغ داره و به هر مسیری که بره می تونه تاریکی اونجا رو روشن کنه و بعد از دیدن واضح اون محل به اونجا قدم بگذاره . یا نگذاره../ آره ما آدما خیلی از راه رو با چراغ خاموش رانندگی می کنیم و تا پیدا کردن چراغ دل خودمون بعضی وقتا 20سال 50سال 80 سال شایدم قبل از اینکه چراغ رو پیدا کنیم تصادف کنیم. و این یکی از اون چیزاییه که امام زمانمون ازمون انتظار داره یعنی خودمونو پیدا کنیم و کارهامونو کور کورانه انجام ندیم . تا بهتر زندگی (رانندگی)کنیم و لذت ببریم و به هدفی که در همه ادیان از همان ابتدا خدا هدف قرارداده یعنی انسانیت برسیم . یا حداقل کارهامون و رفتارمون متمایل به اون باشه . نه اینکه همون اول خودمون مانع خودمون باشیم .
این موضوع جا برا بحث زیاد داره و من هم عاجز مثل همیشه ...پس بسنده به این حرفها هم نیست.... واینم مطمئنم که هر آدمی در طول زندگی اش شاید امام زمان رو نبینه ولی حتما اگه خوب نگاه کنه امام زمانه هارو می بینه خوبم می بینه ... آدمای خوبی که کارهای درست رو انجام می دن. صادق بودن تو حرف و کارهایشان را به هر سودی ترجیح می دهند. آدمایی که با شادی دیگران شاد می شوند . و وجود خدا رو همزمان با هر کاری که دارن انجام می دن می بینند . و همین طوری بی پروا و بی حاشیه با خداشون حرف می زنند. وباز برای اینکه توجیحی برا ادامه گناهامون نداشته باشیم : اصلن اگه امام زمان همین الان همینجایی که شما هستین بیاد !!!!!! چه کار می کنین ؟ رفتارتون با بقیه چطوری می شه؟ با بودنش کنارتون کدوم یکی از کارهاتونو دیگه انجام نمی دهید؟ از کیا حلالیت می خواهید؟ کجا ها که نرفتین ...می رین سر بزنید؟ به دنبال کدام یتیم برا نوازش می روید؟ خجل در مقابل کدوم نا حق کردن حقی هستین؟ از این به بعدش چه برنامه ای خواهید داشت؟ و وای به کارهای بدی که خودمونم نمی دونستیم بد بودن؟!!؟؟×!!؟؟ و ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب!! فکر کردین شوخی کردم نه !!!!!!!!!!!!!!!!!! می خوام یک چیز دیگه رو که حتی حتی حتی از امام زمان (قربونش برم) مهم تره رو براتون ظاهر کنم و ظهورشو برا شما جشن بگیرم .... بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه(( خدا هـــــــــــســــــــــــت)). ..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 7:14 توسط جواد اسماعیلی |
|
|
سلام با مدیتیشن چقدر آشنایید این یکی از اون مطالبیه که استاد اسماعیل زاده تاکید زیادی داشتن و فلسفه باحالی داره البته اگه بتونم حق مطلب و برسونم. (از دید خودم) مدیتیشن به معنی انیشه است و یا تفکر در معقوله ای مثل صنع خدا و به همه اشیاء اطراف هم اطلاق می شه و با تفکر در مورد آنها می شه از خصوصیات آنهااستفاده کرد . یعنی از قطره بودن وحرف از گرد بودن خود به اقیانوس شدن واز واقعیت گفتن. تمام موجودات و اشیاء وهستی ذکر خدا می گویندبه اجبار.(قرآن) ما هم از اختیارمون استفاده کنیم و در بلند ترین لحظه فریاد یعنی با چند لحظه سکوت با محیط اطرافمون (صدا .نور .رنگ.و رچیزی که وجودش را حس می کنید) یکی بشیم و بعد یکی شدن واینکه خودمونو با همه هستی برابر کردیم دست به دعا ببریم. البته مصداق این عمل رو در قرآن خوندم .(که الان سورش یادم نیست با اطمینان واستفاده ازاون آیه اینها رو میگم ) این حرکت در انسان باعث می شه که همه چیز رو از صفر شروع کنه . یعنی از شیئ بودن از خاک بودن از هیچ بودن . و به قول دکتر شریعتی برای اوج گرفتن از فرسنگها زیر خاک باید شروع کرد. *** آره , مثل یه دانه بادوم که اگه چند سال هم کنار باغچه باشه البته اگه من اونو نخورم.. هیچ تغییری در آن پیش نمی آید, ولی اگه همون بادومو اگه زیر خاک کنیم . و شرایط براش فراهم کنیم , با هستی خاک خودشو یکی میکنه ازشون آب ,غذا و انرژی می گیره...پوسته سختشو می شکنه ,ریشه هاشو با اطمینان و ایمان زیاد رها می کنه و تازه به سطح خاک می رسه و از نور خورشید زندگی تازه اش را شروع می کنه تنومند و زیبا می شه ,به اوج خودش می رسه شکوفه می دهد و هر سال خودش را به هزاران تبدیل میکند . و خوشحاله که توانسته حق مطلبش را ادا کند. *** ما هم برای اینکه بتونیم حق زنده بودنمون ادا کنیم باید تلاشمون بکنیم . خودمونو به خواب نزنیم. و شرایط و محیط رو برای ذهنمون آماده کنیم. تمام اطراف ما پر از این موضوع ها ست(نیایش گل آفتاب گردان,گل سرخ...) بعد از چندی دیگه از کنار هیچ چیز کوچکی راحت و با سرعت نمی گذری. چون کوچکترین چیزها ارزششان کمتر از کهکشانها نیست. به نظر من قشنگ ترین اثر این کار اینکه آدم را از انجام کار ها کورکورانه دور میکنه و دنبال حقیقت و واقعیت می شه. آخه می دونین تمام پیرامون نزدیک ما زیبایی ها مخصوص خودشو داره که خیلی هامون اون درک نمی کنیم چون برامون مثل بک گراند کامپیوتر شده با اینکه هر وقت کامپیوتر را روشن می کنیم اولین چیز بک گرانده ولی اگه وسط فیلمی بخواهیم اونو بخاطر بیاریم نمی تونیم چون برامون خیلی تکراری و ما نسبت به اون بی توجه شدیم.... امتحان کردین منتظر جوابش هستم(تا هفت روز دیگه فقط منتظر خبر از شما هستم) ***راستی اگه سی دی موزیک های نیایش رو خاستین آدرستونو به ایمیلم بدین تا رایگان براتون بفرستم.(جو گرفتم) (راستی از غلط های املائی متاسفم چون در این مورد در مرحله زیر خاکیم )
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 0:7 توسط جواد اسماعیلی |
|
|
هر روز فرصتی دیگه برای زندگی بهتر کردن است. زندگی بسیار ساده است. گناه کردید اگه بمیرید در صورتی که زندگی را کمی دوستاشتنی تر و گرم تر نکرده باشید. زندگی خودش را به کسی می سپارد که شایستگی اش را داشته باشد. ((وحد هو و لا الا هو)) زندگی یعنی جاری بودن تمام ,اوج گرفتن تمام . همه مسافریم ولی نباید به فکر مقصد باشیم.
به قولاستادم برای خدا مسیر مهم است نه هدف , هر که دوام بیاره از مسیر می گذرد. و چون هدف نداشتیم شکست هم نخواهیم خورد.
به هر چی دارین خوش هستین چون اونی که هست اونیه که باید باشه. هر لحظه را به طور تمام وکمال زندگی کنید: اگر حس می کنید باید برقصید برقصید اگر می خواهید بروید بروید اگر می خواهید بخوابید بخوابید
و به قول استادم آقای اسماعیل زاده زیبایی های راه هیچ وقت از زیبایی های مقصد کمتر نیست گام های خود را با راه مانوس کنید .
زندگی خود معنی خودش است, در جایه خود مرقصد و هر لحظه قشنگی می آفریند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 0:32 توسط جواد اسماعیلی |
|
|
دیدین اومدم این مطالبی که توی این وب براتون
نوشتم خلاصه سخنرانیهای یکی از استادانی که چند وقت پیش تونستم از کلاساشون استفاده کنم. وادامه داره.............. انسان الوهی رفتاری کودکانه دارد مراتب پیشرفت : 1 نزولی(راهی است آسان و سراشیب) 2 صعود(نیاز به تکیه گاه دارد –تمرین می خواهد سختی ها را نبینی وبه قله فکر کنی ) بعضی دانسته ها حجاب ذهن ما می شوند (با دید خودمان قضاوت می کنیم پس چیزی را هم نمی بینیم و به فکر قضاوت و به کرسی نشاندن نظر خودمانیم) عشق ,مهربانی ,حقیقت آمده ولی در های ورودی ما بسته است .به قدری در این گذشته وپستوی خزیده ایم که صدای در را نمی شنویم,حقیقت همیشه پشت در است . گشودگی ما را به بی کران می رساند(آدم الوهی) این انسان کار درست .حقیقی را انجام می دهد و خودش را گول نمی زند , کار خوب منوط به تشویق دیگران نیست. علتی ندارد خودمان را از دوست داشتن خیلیها محروم کنیم. زندگی بدون عشق مردگی است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:23 توسط جواد اسماعیلی |
|
|
یک روش دیگه برای اینکه نکته سنج بشیم چه طوره بعضی متن ها رو به صورت نکته بنویسم : (مطالب این وب لاگ هر هفته افزوده خواهد شد) دراین دنیا به چیزی دل نبندیم چون جای ما اینجا نیست. با گذشتن از کوره تلخی ها وشیرینیهاست که چیزی در ما به بلوغ می رسد. خداوندا نهایت وارستگی و بند گسلی را به من عطا کن. (نهج البلاغه) عشق رابطه ایجاد می کند ولی خودش رابطه نیست وتمام نمی سود . انسان بودن نیست بلکه شدن است انسان مثل ماده تبدیل می شود . در رود یک بار می شه پا گذاشت دفعه دیگه اون رود نیست و عوض شده آدم دی روز آدم امروز نیست . هر روز از نو باید شناخت و عاشقش شد. مدام همدیگر را کشف می کنند به این خاطر تازه می مانند . عشق ما را خود آگاه می کند. زندگیمان را به موسیقی بداه تبدیل کنیم . یکی شدن با معشوق ((سهیم شدن با او)) ذوب شدن در او جویای تعالی یکدیگر می شوند از حد رابطه بیرون می آید تبدیل به مقام می شود وجود ما عشق می شود معشوق در میان نیست فقط عشق در میان است . و این جاودانگی حمتی رندانه و مستانه می خواهد . که فردا ناگهان پروانه گرديدند آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي. . مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه ostad چه طوره ........ |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 23:28 توسط جواد اسماعیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
کلبه درویشی( وب دوم خودم...) |
|
RSS
|